آخر شاهنامه

یاسوج – خبرگزاری مهر: فیلمسازان کهگیلویه و بویراحمد با دو فیلم "آخر شاهنامه" و "عروس جمعه" در جشنواره فیلم کوتاه "بام ایران" حائز رتبه های برتر شدند.

به گزارش خبرنگار مهر، در این جشنواره "شریف اسلامی" با فیلم "آخر شاهنامه" تندیس جشنواره و جایزه بهترین کارگردانی در بخش مستند را کسب کرد.

فیلم "آخر شاهنامه" پیش از این در ششمین جشنواره بین المللی سینما حقیقت تقدیر ویژه هیئت داوران در بخش آیینی و دینی را کسب کرده بود.

همچنین این فیلم مستند در چهل و هشتمین جشنواره منطقه سینمای جوان، عنوان بهترین فیلم مستند جشنواره را از آن خود کرده بود.

فیلم مستند آخر شاهنامه از تولیدات فاخر شبکه استانی دنا و سیمای مراکز استانی است که به زوال آیین کهن شاهنامه خوانی در ایلات و عشایر می پردازد.

همچنین در بخش فیلمهای داستانی جشنواره بام ایران نیز فیلم "عروس جمعه" به کارگردانی "محمد سلیمی راد" از کهکیلویه و بویراحمد تندیس بهترین فیلم کوتاه داستانی را دریافت کرد.

این فیلم نیز روایتی از یکی از سنتهای عروسی در کهگیلویه و بویراحمد است.

جشنواره فیلم کوتاه بام ایران از 22 تا 24 آبان ماه جاری در شهرکرد برگزار شده بود.


 امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع  "خبرگزاری مهر"  مجاز است.

کتاب شاهنامه فردوسی به زبان قرقیزی منتشر می‌شود

خبرگزاری فارس: رایزن فرهنگی کشورمان در بیشکک با اشاره به مساعدت رایزنی برای ترجمه شاهنامه به زبان قرقیزی، آن را فرصتی برای آشنایی مردم قرقیزستان با شناسنامه فرهنگی ایران برشمرد.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در آسیای مرکزی، «علی کبریایی‌زاده» رایزن فرهنگی ایران در بیشکک در دیدار با «ایمیل جانگروزاف» معاون پژوهشی دانشگاه دولتی «آرابایف» قرقیزستان با ابراز خرسندی از مساعدت در ترجمه شاهنامه به زبان قرقیزی، آن را فرصتی برای آشنایی مردم قرقیزستان با شناسنامه فرهنگی ایران دانسته و گسترش روابط فرهنگی 2 کشور را همسو با منافع 2 ملت عنوان کرد.

پدربزرگ تحویل نگرفت.

با چه شوقی به پاسارگارد رفتیم .شوق دیدن پدر بزرگ ، شوق دیدن ابر مرد ایران زمین و جهان.پدر بزرگ ما را نپذیرفت!!.گفتند زمان بازدید نمی باشد!! درنگ کردیم. بردباری نمودیم.شاید اجازه بدهند.


 

ناراحت شدیم و گفتیم  از راه دور آمده ایم


فایده نداشت.گفتم داریوش جان ناراحت نباش. پدربزرگ اجازه نداد که نداد . گویا این پدربزرگ خیلی فراموشکار شده و  امروز مهمانان خوب خوب دارد که ما را به یاد نمی آورد ولی پدر بزرگ بدان که ما دوباره 7 آبان میاییم.آخرش روزی ما فقیر ، فقرا را می پذیری.


نرده بان شیفتگی را میپیمائیم.با اراده هر چه تمامتر....


و چشم به سوی آینده دوخته ایم.آینده ای که خودمان باید آن را بسازیم.



زیرا باور داریم که خدا ایران را از دروغ و خشکسالی دور میکند.



وبلاگ راه خرد پربازدیدترین وبلاگ شاهنامه خوانی می باشد.

یکسالی است از راه اندازی وبلاگ می گذرد . خدای رو سپاس توانستیم در این مدت کوتاه جایگاهی خوب در تارنماهای ادبی داشته باشیم.ما در یکی از دورافتاده ترین شهرهای استان خوزستان هستیم ،ولی توانستیم با مدیریت تیمی جایگاهی در تارنماهای ادبی بویژه شاهنامه برسیم.شما کافی است در گوگل جستجو کنید : انجمن شاهنامه خوانی . در صورتی که نام وبلاگ ما راه خرد می باشد ولی میبینید وبلاگ راه خرد در برگه یک گوگل پدیدار می شود.این نشان از چیست؟نشان میدهد که گروه شاهنامه خوانی آغاجاری توانسته است در فضای مجازی هم جایگاه مناسبی بدست بیاورد.مگر روزی چند نفر در ایران شاهنامه می خوانند؟؟روزی 20 بازدید از وبلاگی که یکسال از آغاز آن نگذشته ، آمار فوق العاده ایست. آماری واقعی.ما آهسته و پیوسته به پیش می رویم.شهر آغاجاری 15000 نفر جمعیت دارد و ما توانستیم به آمار 10000 بازدید در سال برسیم(2 بار آمار بازدید پاک شد. و چندماه اول نرم افزار نشان بازدید هم نداشتیم)ما را با تهران آن شهر 10000000 میلیونی مقایسه نکنید!! آنها همه چیز دارند: دانشگاه ، ناشر ، روزنامه ، استاد دانشگاه ، فرهنگسراهای متفاوت ، کتابفروشی ، وزیر ، ..............ولی ما چیزی داریم که همه کمبودها را جبران می کند: عشق به میهن...

تارنمای راه خرد پربازدیدترین وبلاگ شاهنامه خوانان می باشد. وبلاگی پویا و زنده ..


ما می توانیم.

با درود به همه دوستان

نشست دوشنبه این هفته هم برگزار گردید. در این نشست  تا رزم فرود با بیژن خوانش گردید. در این نشست جناب آقای حسین سلطانی رئیس انجمن شعر شهرستان امیدیه حضور داشتند.ایشان و شاعر دیگر جناب آقای بهمئی ، اشعاری از خودشان را خواندند.خدای رو سپاس گروه شاهنامه خوانی جایگاه خوبی در میان شاعران پیدا کرده است و روز به روز بر شمار آنها اضافه می شود.به قول آقای بهمئی که گفتند : من امشب اونقدر شاد هستم که حیفم می آید نشست تمام شود...در ضمن چند خبر خوب  به دوستان بدهم رایزنیهای لازم جهت برگزاری نشست مشترک با انجمن شاهنامه خوانی شهرستان گچساران انجام شده است و به امید خدا در آینده نزدیک این نشست مشترک در شهرستان آغاجاری انجام می گیرد.آورد پیام کوتاه پیام فردوسی هم مورد تائید اداره ارشاد قرار گرفته و قرار بر این شده در سایت اداره کل فرهنگ و ارشاد خوزستان و چند روزنامه آورده شود.هر چند که پیام شماره 5 در گذشته در سایت اداره کل قرار گرفته بود... هیئت موسس فرهنگسرای فردوسی مشخص شده اند و کارهای اداری آن در حال انجام است.. هزینه ساخت فاز اول رستوران سنتی فردوسی بزرگ از سوی گروه گردآوری شده ، و منتظر دریافت مجوز ساخت از شهرداری می باشیم... تلاش می کنیم پیشکسوتان شاهنامه را پیدا کرده و با آنها گفتگو نمائیم...


ما ( ناصری پور،رودباری، زمانی ،  نظری، ......)می توانیم.

میدان فردوسی در ایتالیا


آیا می‌دانستید غیر از تهران، در شهر رم ایتالیا، میدانی به نام فردوسی وجود دارد که در آن مجسمه‌ای نیز از فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی نصب شده است؟

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از عصر ایران،‌ سالها پیش در شهر رم پایتخت ایتالیا، میدانی به نام شاعر پرآوازه ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی نام گذاری شده است. میدان فردوسی در یکی از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالی این شهر و هم محل تردد گردشگران خارجی است.

در این میدان مانند میدان فردوسی ایران تندیسی از ابوالقاسم فردوسی نصب شده است که قدمتی بیش از 50 سال دارد. این مجسمه که 185 سانتیمتر ارتفاع دارد و از مرمر سفید ساخته شده است، کار استاد صدیقی است که در20 ماه مه 1958 به رم برده شد و طی مراسمی در یکی از میدان‌های رم نصب شد.

این مجسمه در پارک ویلابورگزه (Villa borghese)، پارک طبیعی بزرگی در شهر رم است که شامل ساختمان‌ها، موزه‌ها و از جمله موزه گالریا بورگزه - galleria borghese است. این پارک با مساحتی حدود 80 هکتار، بعد از پارک ویلا دوریا پامفیلی (Villa doria pamphili) بزرگترین پارک شهر رم است. در اوایل قرن نوزدهم این پارک بازسازی شد و سال 1903 هم به پارک عمومی تبدیل شد.

بیداری در باغ بومیایی

كتاب «بيداري در باغ بوميايي» (پژوهشي مقايسه‌‌يي در شناخت شاهنامه) به قلم محمدجعفر محمدزاده منتشر شد.

به گزارش خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده در مقدمه كتاب مي‌نويسد: «راه اول براي دريافت معاني بلند شاهنامه و درك عمق و عظمت آن، آشنايي با اسطوره و منطق اسطوره است. راه ديگر، مطالعه‌ي تطبيقي و مقايسه شاهنامه با هر اثر منظوم و يا منثور ديگري است كه در آن به نحوي از اساطير و داستان‌هاي حماسي سخن رفته است؛ آثاري كه ممكن است توانسته باشند مثلا ضحاك را باز‌آفريني كنند يا از عدل و داد فريدون سخن بگويند يا رستم و سهراب و اسفنديار را بسرايند. اما اين آثار جز تكرار موضوعات تاريخي كه به زبان‌هاي ديگر بازگو شده، نيستند و به همين علت است كه هيچ‌گاه در زمره آثار بزرگ ادب حماسي قرار نگرفته‌اند؛ اما شاهنامه آن‌گونه با حماسه‌هاي مندرج در خود آميخته است كه خود هويت حماسي يافته است و از اين‌روست كه شاهنامه را حماسه ملي ايران‌زمين مي‌گويند.»

همچنين در معرفي اين كتاب عنوان شده است: ««بيداري در باغ موميايي» پژوهشي مقايسه‌‌يي در شناخت شاهنامه‌ي فردوسي و «غرر اخبار الملوك الفرس و سيرهم» مشهور به تاريخ ثعالبي است. دريافت معاني بلند شاهنامه از يك‌سو در گرو آشنايي با منطق اسطوره و از ديگر سو مستلزم پژوهش تطبيقي شاهنامه و مقايسه‌ي آن با آثار ديگري است كه در آن‌ها از داستان‌هاي حماسي ايران سخن رفته است.»

از محمدجعفر محمدزاده پيش‌تر، كتاب‌هاي «اسفنديارنامه»، «تك‌بيت‌هاي حافظ»، «در فراسوي زمان»، «از منزل كفر تا به دين»، «گفتار حكيم» و «هستي و زبان» در پيوند با رشته تحصيلي‌اش منتشر شده است.

علاوه بر اين، كتاب‌هاي «رسانه شناخت» و «روزهاي انتخاب» نيز در ارتباط با حرفه روزنامه‌نگاري و تجربه‌ي مديريتي او در عرصه‌ي رسانه به چاپ رسيده است.

«بيداري در باغ موميايي» در 400 صفحه با شمارگان 2000 نسخه و قيمت 14هزار تومان از سوي نشر امرود به چاپ رسيده است.

مسعود خیام شاهنامه را برای نوجوانان نوشت.

مسعود خيام از پايان نگارش «شاهنامه»ي فردوسي براي نوجوانان خبر داد.

اين نويسنده كه پيش‌تر كتاب‌هاي سعدي، حافظ و «موش و گربه»ي عبيد زاكاني را براي نوجوانان بازنويسي و منتشر است، در توضيحي به خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ گفت: به تازگي نگارش «شاهنامه»ي فردوسي را كه سال‌ها مشغول آن بوده‌ام، به طور كامل به پايان رسانده‌ام. در اين كتاب، «شاهنامه»ي فردوسي به نثر و زبان ساده براي نوجوانان نوشته شده است.

خيام با بيان اين‌كه «شاهنامه» سند افتخار ملي ماست، ادامه داد: نگارش اين كتاب كه كار عظيمي بود، چند سال از وقت مرا گرفت. كتاب بيش‌تر شامل داستان‌ها، يادآوري نكات مهم و قصه‌هاي قديمي «شاهنامه» كه جوانان آن‌ها را نخوانده‌اند، مي‌شود، در مجموع، به 3000 صفحه مي‌رسد و هم‌اكنون در مراحل پاياني ويرايش قرار دارد.

او همچنين كتاب «احمد شاملو ـ عكس فوري» را درباره‌ي احمد شاملو به چاپ سپرده است.

از آثار پيشين مسعود خيام به بازنويسي «گلستان» سعدي، «موش و گربه»ي عبيد زاكاني و «حافظ» براي نوجوانان، ترجمه‌ي رمان «شب ايگوانا»، «قفس شطرنج» و «تأملات اينترنتي» مي‌توان اشاره كرد.

وقتی دیگر مرشدها شاهنامه نمی خوانند.

مي‌گويند شعر با فعاليت روزمره‌‌‌ي مردم ايران گره خورده است. بي‌ربط هم نمي‌‌گويند. بماند كه اين سال‌ها نفوذ شعر از گذشته كم‌تر شده است؛ اما همچنان صنف‌ها و فعاليت‌هاي كاري و ورزشي هستند كه در آن‌ها شعر از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است؛ وزش پهلواني و زور‌خانه‌يي، يكي از اين فعاليت‌هاست.

خبرنگار بخش ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين گزارش نگاهي دارد به ادبيات زور‌خانه‌يي و مرشدخواني و ارتباط آن با «شاهنامه».

نقالي‌، پرده‌خواني، ورزش‌هاي پهلواني، شالي‌كاري در شمال و ماهي‌گيري در جنوب از جمله‌ فعاليت‌هايي است كه همچنان از شعر و سروده‌هاي محلي ـ آييني و پهلواني در ضمن فعاليتش بهره مي‌برند. ورزش پهلواني ـ زور‌خانه‌يي از قديمي‌ترين اين فعاليت‌هاست كه به نقلي، قدمتش به ايران باستان برمي‌گردد. اين ورزش بستري مناسب براي انتقال سينه به سينه‌ي ادبيات پهلواني و «شاهنامه»‌ي فردوسي از دوران دور بوده و همچنان هست.

در ورزش زورخانه‌يي مرشد همه‌كاره‌ي اين فعاليت ورزشي است و يك مرشد خوب بايد صداي خوب، دانش موسيقي براي ضرب‌نوازي، حافظه‌ي خوب و شناخت دقيقي از ادبيات كهن ايران داشته باشد. ورزش پهلواني سه ركن مهم دارد؛ نخست ادبيات، ديگر آواز و سرانجام موسيقي.

محمد برجي ـ مرشد و عضو فدراسيون ورزش‌هاي پهلواني و زور‌خانه‌يي ـ از جمله مرشد‌ها و ورزشكاران پيشكسوت اين فعاليت فرهنگي ـ ورزشي است كه به قول خودش، بچه‌ی زورخانه است و از بچگی در زورخانه‌ی پدرش بوده است.

اين مرشد مي‌گويد: اصلا نفهمیدم چطور این ورزش باستانی را یاد گرفتم، زمانی گذشت یک‌باره دیدم همه‌ی مناسک ورزش زورخانه‌‌يی را یاد گرفته‌ام. زمانی که عقلم رسید، دیدم همه چیز را بلدم، از انجام این ورزش باستانی گرفته تا مرشد‌خوانی را فراگرفتم. به صورت حرفه‌‌يی از سال 1347 این کار را آغاز کردم.

اگر به زورخانه هم نرفته باشيد، لابد از تلويزيون اجراي مرشد‌ها را ديده‌ايد. مرشدها در حالي‌كه ضرب‌ مي‌زدند، معمولا در آغاز مرشدخواني سروده‌ي آغازين «شاهنامه»‌ي حكيم ابوالقاسم فردوسي را مي‌خواندند: «به نام خداوند جان و خرد/ کزين برتر انديشه برنگذرد/ خداوند نام و خداوند جاي / خداوند روزي‌ده رهنماي/ خداوند کيوان و گردان سپهر / فروزنده‌ي ماه و ناهيد و مهر». اما گويا در گذر زمان از 40 سال پيش به اين طرف‌ كم‌تر از سروده‌هاي «شاهنامه» در مرشد‌خواني‌ها استفاده مي‌شود و هرچند به گفته‌ي برجي، نسبت به سال‌هاي دهه‌ي 40 توجه ويژه‌اي به اين ورزش باستاني ايران‌زمين مي‌شود؛ اما مرشد‌ها كم‌تر «شاهنامه» مي‌خوانند.

مرشد محمد برجي مي‌گويد: به محض اين‌كه نام ورزش باستانی و پهلوانی و زورخانه‌‌يی می‌آید، همه اين انتظار را دارند كه از «شاهنامه» خوانده شود؛ اما متأسفانه در زور‌خانه‌هاي ما اين‌طور نيست و كم‌تر «شاهنامه» مي‌خوانند. در كل كم‌تر از «شاهنامه» اسمي برده مي‌شود. چرخي در زور‌خانه‌ها بزنيد، نهايت يك مرشد را ببينيد كه حماسه‌خواني و شاهنامه‌خواني انجام دهد. البته از پنديات سعدي و عطار و شعر‌هاي عارفانه هم استفاده مي‌شود؛ اما كم است.

اين مرشد كه در اجراهايش بيش‌تر از شعرهاي عرفاني فيض‌ كاشاني و حافظ مي‌خواند و شعرهاي بسياري را حفظ است، مي‌گويد، مرشد‌ها در سال‌هاي اخير كم‌تر شعر حفظ هستند و از طرفي شناخت دقيقي نسبت به ادبيات كهن فارسي ندارند. امروزه بيش‌تر در مرشدخواني‌ها، كار مرثيه‌خوان‌ها دنبال مي‌شود.

به گفته‌ي محمدرضا برجي كه دست كم 50 سال است در زور‌خانه‌هاي ايران رفت و آمد دارد، كاش امروز در مرشد‌خواني‌ها از آن شجاعت‌ها و حماسه‌‌ها با مشي حماسي و پهلواني ياد مي‌‌شد. دستگاه‌هاي آوازي ايران اين امكان را مي‌دهد كه مناقب را حماسي خواند. ما همه‌ي حماسه‌ها را رها مي‌‌كنيم و مصيبت‌نامه‌ي آن‌ها را مي‌خوانيم و گاه مانند مداح‌ها رفتار مي‌كنند. مدام بايد بگوييم تقليد نكنيد. لابد مرشد‌ها تا حدي تنبل شده‌اند و به محض اين‌كه كه مي‌بينيم مرثيه‌خواني سروده‌اي را مي‌خواند، آن را فورا در مرشد‌خواني‌هم دنبال مي‌كنيم. در گذشته اين‌طور نبود.

ادبيات و ورزش زورخانه‌‌يي به آموزه‌هاي اخلاقي و تمدن تاريخ ايران گره خورده است؛ زورخانه حدود 700 سال پیش يعني قرن هفتم خورشيدي به همت پوریای ولی به شكل امروزي بازسازي شده است. بر اساس رفتار و منش تاریخی و اسطوره‌های ایران، زورخانه در ایران تاریخی بسیار کهن‌تر دارد؛ زيرا ایرانيان از ابتدای تاریخ‌شان به پهلوانی و کشتی‌گیری و آمادگی جسمانی نیاز و علاقه داشتند.

گل‌علي گلي، از اعضاي فدراسيون ورزش‌هاي پهلواني ـ زورخانه‌‌يي و مرشد است، همچنين دانش‌آموخته‌ي زبان و ادبيات فارسي است. او مي‌گويد، ادبيات زورخانه‌‌يي بر چند شق است و شاهنامه‌خواني و نقل حماسه‌هاي «شاهنامه» و بازخواني پهلواني‌هاي اين اثر سترگ بخشي از ادبيات زور‌خانه‌‌يي است. در كنار آن همچنين شعرهايي به اصطلاح‌هاي زور‌خانه‌يي و پهلواني مي‌پردازد. در آن‌ها از سر دم و كباده حرف مي‌زنند. همچنين گود و پهلوان و سادات ديگر مقوله‌هايي است كه در اين نوع سروده‌ها بيان مي‌شود. اين‌ها در ادبيات شاعران زور‌خانه‌‌يي باب است.

گلي مي‌افزايد، يك‌سري شعرها كلاملا پهلواني است و به پهلوان‌هاي گذشته‌ي ما در «شاهنامه» مي‌پردازد؛ به پهلوان‌هايي مانند رستم، سهراب، سياوش، كاوه، آرش و پهلوان‌هاي ديگر، يا به پهلوان‌هاي نام‌دار هر دوره‌اي مي‌پردازد؛ پهلوان‌هايي مانند پورياي ولي يا زنده‌‌ياد جهان پهلوان تختي و ديگر پهلوان‌ها.

اين مرشد عنوان مي‌كند، يك‌‌دسته شعرها درباره‌‌ي پهلواني است كه به خصوصيت و ويژگي پهلواني مي‌پردازد و اين‌كه پهلوان بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد. اخلاق حسنه‌اي كه مي‌شود از آن‌ الگو ساخت. بخش ديگري از ادبيات زور‌خانه‌يي، نصايح، پندها و اندرز‌هاي شاعران است كه در ورزش زور‌خانه‌يي استفاده مي‌كنند. بخش مهم شعرهاي زور‌خانه‌‌يي به خاطر همان سجاياي اخلاقي و برجسته كردن آن سجاياي اخلاقي در ائمه‌ي اطهار (ع) است. اين سجايا در ائمه (ع)، بويژه‌ حضرت امير (ع)، به صورت كامل وجود دارد و طبيعي است كه در ادبيات زور‌خانه‌‌يي جايگاه ويژ‌ه‌اي دارد.

آتوسا صالحی ادامه قصه های شاهنامه را می نویسد.

آتوسا صالحي مجلدهاي تازه «قصه‌هاي شاهنامه» را مي‌نويسد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، صالحي پس از وقفه‌اي چندساله، با نگارش مجلدهاي نهم تا دوازدهم «قصه‌هاي شاهنامه» با موضوعيت شخصيت‌هايي همچون «ايرج»، «خسرو» و «جمشيد» دست به قلم مي‌شود.

او گفت، برخي از مجلدهاي پيشين اين مجموعه بيش از 10 بار تجديد چاپ شده‌اند.

آتوسا صالحی، شاعر، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان، متولد سال ۱۳۵۱در تهران است.

داستانهای شاهنامه نمایش رادیویی می شوند.

نمایش "سودابه کیکاووس" به تهیه‌کنندگی شهناز دهکردی و کارگردانی بهزاد فراهانی در مرکز هنرهای نمایشی رادیو تولید شد.

به گزارش سرويس راديو ايسنا، این نمایش رادیویی بر اساس دو داستان سودابه و کیکاووس و سیاوش از داستان‌های شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی توسط محمدرضا محمدی‌نیکو به رشته تحریر درآمده است که سردبیری آن را مجید نظری‌نسب بر عهده دارد.

بر اساس این خبر، این نمایش رادیویی با بازي بیوک میرزایی، محمد یگانه، رامین پورایمان، رحمان باقریان، مهدی گیاهی، سعیده فرضی، احمد ایرانیخواه، مهرداد عشقیان، علی زرینی، اسماعیل بختیاری، احمد شمس آصف، عباس شادروان، بهرام ابراهیمی، هرمز سیرتی، امیر عباس توفیقی، نورالدین جوادیان، مسعود زنوزی‌راد، فریده دریامج، حبیب بختیاری، محمد رضا علی و به صدابرداری رضا طاهری، افکتوري نرگس موسی‌پور در مرکز هنرهای نمایشی رادیو تولید شده است.

تصحیح شاهنامه عزیزالله جوینی به پایان رسید.

عزيز‌الله جويني از به پايان رسيدن تصحيح «شاهنامه‌»ي فردوسي بر اساس نسخه‌ي فلورانس خبر داد.

اين شاهنامه‌پژوه به خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: كار تصحيح و شرح «شاهنامه» را از 25 سال پيش بر اساس قديمي‌ترين نسخه‌ي موجود از «شاهنامه» معروف به نسخه‌ي فلورانس آغاز كردم و جلد نخست از اين مجموعه را 15 سال پيش، انتشارات دانشگاه تهران منتشر كرد. بعد از به انجام رسيدن مجلد هفتم از اين دوره‌ي چندجلدي، كار بر روي مجلد هشتم را آغاز كردم كه اين مجلد به داستان كيخسرو مي‌پردازد. از آن‌جايي كه از اين‌جا به پايان نسخه‌ي فلورانس گم شده است، كار تصحيح من بر شاهنامه بر اساس اين نسخه به انجام رسيد.

او در ادامه افزود: هفتمين جلد از تصحيح و شرح «شاهنامه» زير چاپ است و الآن به گراني كاغذ خورده است.

پيش‌تر، شش مجلد تصحيح و شرح «شاهنامه» به قلم جويني از سوي مؤسسه‌ي انتشارات و چاپ دانشگاه تهران چاپ و عرضه شده است.

او پيش‌تر در توضيحي درباره‌ي اين مجموعه گفته بود: روش كارم بر اين اساس بوده كه برخلاف بسياري از تصحيح‌ها كه فقط نسخه‌بدل‌ها را بررسي مي‌كنند، من فقط به آن‌ها اكتفا نكردم؛ بلكه كار را با «شاهنامه‌»ي تصحيح‌ جلال خالقي مطلق و ديگر مصححان و همچنين تصحيح چاپ مسكو مقابله كرده‌ام و در كنار آن دشواري‌هاي هر بيت و بخش را توضيح داده‌ام و از طرفي، علاوه بر ارائه‌ي تصحيحي از نظم شاهنامه، داستان‌ها را به شكل منثور هم آورده‌ام. مي‌دانيد نسخه‌ي فلورانس شاهنامه‌، نسخه‌ي كاملي نيست و تا پايان داستان كيخسرو بيش‌تر نيست؛ يعني تا نيمه‌ي شاهنامه است و علاوه بر اين هفت جلد، يك جلد مربوط به پادشاهي كيخسرو و مجلد ديگري هم به نمايه و كشف‌الابيات اختصاص دارد و در آخر، كار تصحيح «شاهنامه‌»ي فردوسي بر اساس نسخه‌ي فلورانس با 9 جلد به انجام مي‌رسد.

عزيز‌الله جويني سال 1304 در شهر اسفراين به دنيا آمده است. داراي دكتري زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران و استاد بازنشسته‌ي اين دانشگاه است.

سرودن شاهنامه برای محمود غزنوی دروغی بزرگ است

فريدون جنيدي گفت: افسانه‌ي سرودن «شاهنامه»ي فردوسي براي محمود غزنوي يك دروغ بزرگ است.

اين شاهنامه‌پژوه در گفت‌وگو با خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفتند:كاش روز بزرگداشت فردوسي را روز بيست‌وپنجم اسفندماه قرار مي‌دادند كه روز پايان نگارش «شاهنامه» است؛ چنان‌چه در دو بيت پاياني «شاهنامه» نيز تاريخ پايان نگارش «شاهنامه» چنين آمده است:

«سرآمد كنون نامه‌ي يزدگرد / به ماه سپندارمذ،‌ روز ارد

ز هجرت شده پنج هشتاد بار / كه پيوستم اين نامه‌ي نامدار»

مدير بنياد نيشابور در ادامه گفت: به بنياد اين دو بيت پاياني «شاهنامه»، روز 25 اِرد، 25 اسفند، روز پايان سرايش «شاهنامه» است كه در سال 400 هجري به پايان رسيده است و اگر آن را به تاريخ خورشيدي برگردانيم، تاريخ آن 388 خورشيدي مي‌شود، كه من اين موضوع را در سال 81 اعلام كردم و در جاهاي مختلف آن را جشن گرفتيم. با اين حال، تاريخ روز بزرگداشت فردوسي مهم نيست؛ مهم اين است كه فرزندان ايران، فردوسي، اين آينه‌ي خرد و فرهنگ نياكان را در هر لحظه بزرگ بدارند، با آن نياكان خود را بشناسند، به راه پاك آن‌ها گام بردارند و آينده را در گذشته ببينند.

جنيدي با ابراز تأسف از اين‌كه فردوسي به اندازه‌ي ديگر شاعران در نزد جوانان شناخته‌شده نيست، اظهار كرد: متأسفانه جوانان ايران به «شاهنامه»ي فردوسي به اندازه‌ي ديگر شاعران توجه نمي‌كنند. البته همه‌ي جوانان از فردوسي و «شاهنامه» به خوبي ياد مي‌كنند؛ ولي «شاهنامه» نمي‌خوانند. در سي‌ويكمين سال تأسيس بنياد نيشابور، بسياري از جوانان از فردوسي و «شاهنامه» به نيكي ياد كردند، آن‌ها مي‌گفتند كه ما «شاهنامه» را خريده‌ايم، آن را بوسيده‌ايم؛ ولي نمي‌توانيم آن را بخوانيم.

او در ادامه به علت ناتواني جوانان براي خواندن «شاهنامه» اشاره كرد و گفت: اضافه شدن 3000 بيت جعلي از سوي شاعران دربار غزنويان به «شاهنامه»، يكي از دلايلي است كه باعث شده پيوند ابيات «شاهنامه» به هم بخورد. غزنويان براي اين‌كه اين‌كه شعرهايي از فردوسي را به محمود غزنوي نسبت دهند و به واسطه‌ي آن‌ها نامي از غزنويان در «شاهنامه» بماند، به وسيله‌ي تعدادي از شاعران درباري نام نامبارك محمود را در ابياتي به «شاهنامه» افزودند كه همين ابيات سبب شده ‌است پيوند بيت‌هاي «شاهنامه‌»ي فردوسي به هم بخورد و خواندن «شاهنامه» نيز دچار مشكل شود؛ اما خوشبختانه در سال 1355 پس از 1000 سال از سرايش « شاهنامه»، يكي از فرزندان فردوسي ويرايش «شاهنامه» را آغاز كرد كه كار ويرايش آن 30 سال به طول انجاميد و در سال 1385 ويرايش آن را به پايان رساند.

جنيدي گفت: در اين ويرايش، شعرهايي كه فردوسي سروده، با خط درشت نوشته شده است و بيت‌هايي كه بعدها به «شاهنامه» اضافه شده، ريزتر نوشته شده است. همچنين در زيرنويس شعرها شرح داده‌ام كه به چه دليل اين شعرها منسوب به فردوسي نيستند، كه گاهي به پنج دليل هم مي‌رسد. در اين ويرايش از «شاهنامه» كساني كه «شاهنامه» را به دست مي‌گيرند و آن‌ را مي‌خوانند، خواهند ديد كه چقدر ابيات به هم پيوسته هستند؛ چنان‌كه جوان ايراني مي‌تواند اين اثر نياكان خود را بخواند.

اين شاهنامه‌پژوه در ادامه‌ افزود: در پژوهش‌هايم درباره‌ي «شاهنامه» نشان داده‌ام كه ‌افسانه‌ي سرودن «شاهنامه» براي محمود غزنوي يك دروغ بزرگ است. دليل آن هم اين است كه اگر قبول كنيم فردوسي نگارش «شاهنامه» را در سال 400 هجري به پايان برده است، 30 سال قبل از آغاز سرايش آن، سال 370 هجري است كه در اين سال، محمود غزنوي يازده‌ساله بوده است و وقتي محمود در اين سن بوده، چطور ممكن است فردوسي به وسيله‌ي اياز به پيشگاه محمود رفته باشد؟ شگفت‌زده‌ام كه خردمندان همين اندازه هم به خود زحمت نداده‌ و تاريخ را نسنجيده‌اند كه در آغاز سرايش «شاهنامه» محمود يازده‌ساله بوده است. اين دليل تاريخي نشان مي‌دهد كه آزادمرد خراسان و درخت پايدار ايران‌زمين هيچ‌گاه سر خود را نه تنها در مقابل اميران غيرايراني؛ بلكه حتا در مقابل ايرانيان نيز خم نكرده است. او اين كار را براي رضايت نياكان و آينده‌ي فرزندان ايران‌زمين آغاز كرد و به پايان رساند.

جنيدي در پايان عنوان كرد: شواهد زيادي دارم كه نشان مي‌دهد 3000 بيت شعر دروغين به «شاهنامه» افزوده شده است؛ مانند بخش اسكندر يا بخشي از داستان سياوش كه مي‌گويد سياوش دو زن داشته است؛ در صورتي كه سياوش در شاهنامه نماد پاكي است و تنها يك زن با نام فرنگيس داشته است. همچنين داستان‌هاي ديگري كه با دلايل فراوان ثابت كرده‌ام از فردوسي نيستند، چنان‌چه مي‌توانم بگويم ابيات «شاهنامه‌»ي ويرايش‌شده با خلوص 99 درصد اينك در دست فرزندان فردوسي قرار گرفته است.

فراز و فرود داستان فرود

در این دوشنبه شبها گروه شاهنامه خوانی آغاجاری داستان فرود را بررسی ( واکاوی) می کند..گفته های زیادی در مرود این داستان است. دکتر خالقی ازدواج جریره با سیاوش را الحاقی می داند، پس در نتیجه فرودی به دنیا نیامده است.. داستان به طرز شگفت آوری توس و حتی کیخسرو را مورد نکوهش قرار می دهد.. توس تا اینجای شاهنامه هیچ گناهی مرتکب نشده است . توسی که از حق پادشاهی خود گذشته است و پرچمدار ایران زمین است..کیخسرو هم بابت انتخاب توس مورد سرزنش قرار گرفته است. کیخسرویی که دیگر خرد با دلش  سازگار نیست!!به نظر می رسد داستان پس از فردوسی به شاهنامه چسبانده شده است...شاعر باید به زمان زندگی فردوسی نزدیک باشد و شاید 50 سال پس از حضرت فردوسی ...توسی که در این داستان ، سفارش کیخسرو را نادیده می گیرد و راه کلات را در پیش می گیرد و سرانجام این نافرمانی کشته شدن فرود است.اگر توس نافرمان است پس چگونه است دوباره سپهبد و فرمانده لشکر ایران می شود؟!!

مرا زان فرستاد توس / تا اسب بستانم از اشکبوس

اگر توس مسبب کشته شدن فرود است ، چرا سیاوش به خواب توس می آید و او را در ادامه جنگ با تورانیان امیدوار می سازد؟

پیش از داستان فرود سپاه ایران با درفشهای متفاوت از پیش کیخسرو میگذرند. در آنجا هیچ اشاره ای به نشان پرچم بهرام ( غرم) نشده است.اگر داستان را فردوسی سروده بود ، بهرام را با پرچم غرم پیکرش ، در میان سپاه قرار می داد تا ذهن خواننده با آن آشنا گردد.ولی ما مبینیم تخوار پرچم غرم نشان بهرام را به فرود نشان می دهد، که ما هیچ شناختی از آن نداریم.

مقاله ای از آقای احمد اقلیدی خواندم که محل حوادث داستان فرود را در نواحی شهرستان اقلید دانسته است.در اقلید نواحی کلات( قلات) ، میم ، چرم وجود دارد و همچنین دو آرامگاه زن و مرد ( که شاید فرود و جریره باشند) که به امام زاده تبدیل شده اند !!مدارک نشان می دهد که این دو آرمگاه مربوط به پیش از اسلام می باشند..به نظر می رسد شاعر از اهالی همین منطقه بوده باشد که اینقدر دقیق به جغرافیای کلات و نواحی آن پرداخته است و  داستان کشته شدن فرود و جریره را به شاهنامه چسبانده است.شاید دستنویس شاهنامه شاعر  مادر تمام دستنویسهای موجود باشد. این گمان خیلی دور است.

در ضمن در این داستان ،از سه واژه کلیدی استفاده شده که تا کنون به آن برنخورده ایم.

1- جرس

2-قبضه

3- عطر

در چاپ مسکو تا داستان فرود از این واژه ها استفاده نشده است.

یکی از رازهای این داستان هم که برای من پرسشهای زیادی بوجود آورده ، اینست  که ما به یک نقطه مرزی رسیده ایم.گویا تصحیح کنندگان چاپ مسکو از این داستان تا انتهای شاهنامه سیاست جدیدی را پیش گرفته اند، و این شاید به دستنویسهای اساس تصحیحشان برگردد..

به نظر شما ما به چه نقطه مرزی رسیده ایم؟! نام نقطه مرزی چه می تواند باشد؟؟نمی دانم کسانی دیگر به این مرز رسیده اند، به آن توجه کرده اند؟ براستی نمی دانم...اجازه بدهید رازی باشد تا بتوانم بیشتر به آن بیندیشم.


شخصیتهای برجسته شهرمان را مورد تهاجم قرار ندهیم.

این روزها در مورد یکی از بزرگان ، شخصی که تلاشهای دلسوزانه ای در سالیان اخیر برای شهر انجام داده ، شایعاتی وجود دارد..شایعاتی که روز به روز ، رنگارنگتر می شود...شایعاتی که با خنده گفته می شود.روزهایی که باید شهر خود را آماده استقبال از ماه محرم بکند ، در ماه محرمی که ناجوانمردانه امام حسین(ع) به شهادت رسید،به قضاوت مینشینیم و رای صادر میکنیم... مگر در دین اسلام به ما نیاموختند که : ندیده را نگو و دیده را پنهان کن، شما چه دیده اید؟شنیدن کی بود مانند دیدن؟

در این اوضاع و احوال که شهر به شهرستان تبدیل شده است ، و نیاز به هبستگی همه همشریان برای پیشرفت شهر داریم ،چه نتیجه ای از این شایعات میبریم؟ اجازه بدهیم قانون قضاوت کند آنگهی ما  قضاوت کنیم.

حرمتها را نگه داریم. همه فرزند آغاجاری هستیم.

چو ایران نباشد تن من مباد / بدین مرز و بوم یک تن زنده مماند

با درود به دوستان

راستش خواستم به سبب آغاز ترم جدید و حساس بودن به سبب پایان نامه نویسی به سمت نوشتن در تارنما نروم ولی میبینم اون یک وظیفه است و این هم یک وظیفه باید بتونم مدیریت زمان را خوب انجام بدهم.داشتم با دخترم سخن می گفتم : بابا ریاضی رو تلاش کن از دو روش انجام بدی ، داستان نویسی ، زبان انگلیسی ، فرانسه ، .... تلاش کن از واژه های فارسی در انشا خودت استفاده کنی.. که مادرش بهم گفت چند روز پیش رفتم مدرسه و آموزگار، مدیر مدرسه همه ازش راضی بودند فقط خانم آموزگارگفت ستاره تو انشاء زیاد از واژه های پارسی استفاده نمی کند....آخ ، خیلی بهم برخورد ولی چه میشه کرد خودم هم ایراد دارم.

بردمش به سمت کتابخانه وگفتم بابا این کتابها رو ببین تلاش کن روزی نیم ساعت کتابهای گوناگون بخونی .. ببین چه کتابهای خوبی داریم ، رمانی از سیدنی شلدون ، داستانهای کهن پارسی ، هویت فرهنگی منطقه زیدون و... ابیات حکیمانه شاهنامه ، ببیین این کتاب چقدر خوبه ، تمام بیتهایی که می توانند کمک کنندما زندگی بهتری با دیگران داشته باشیم ، یکجا گردآوری کرده ، به مانند راستی در زندگی:

هنر مردمی باشد و راستی / ز کژی بود کمی کاستی

همه راستی جوی و فرزانگی / وزو دور باد آز و دیوانگی

چو گیتی تهی ماند از راستان / تو ایدر به بودن مزن داستان

ببین بابا جون حکیم چه زیبا سخن می گه در اینجا می تونی هم واژه های پارسی زیبا پیدا کنی هم با اندیشه های حضرت فردوسی آشنا بشی..کتاب رو بهش دادم و نگاهی به کتاب انداخت پس از گذشت زمانی به من گفت بابا از این بیت خیلی خوشم میاد :

چو ایران نباشد تن من مباد / چنین دارم از موبد پاک یاد

گفتم کجای کتاب نوشته ؟نشانم داد. شگفت اینجا بود که من سراغ بیت :

چو ایران نباشد تن من مباد / بدین مرز و بوم یک تن زنده مماند را از هر کسی می گرفتم می گفتند از شاهنامه نیست..در پانویس کتاب « بیا تا جهان را به بد نسپریم» آقای میرزا ملا محمد تاجیکی ( کتابی که به دخترم دادم) اشاره نموده که این بیت در چاپ مسکو این چنین آمده است:

چو گودرز و هفتاد پور گزین / همه پهلوانان با آفرین

نباشد به ایران تن من مباد / چنین دارم از موبد پاک یاد


با خودم گفتم این بیت را چگونه در شاهنامه پیدا کنم : یادم به نرم افزار شاهنامه فردوسی شرکت نور افتاد و به سمت رایانه رفتم و با وارد کردن واژه « هفتاد» توانستم بیت را پیدا کنم.

این بیت در داستان سهراب و به زبان هجیر میباشد که با خود سخن می گوید، هجیری که امید به زندگی کردن نداشت ولی به سربلندی  ایران می اندیشید . هجیری که  نمی خواست نشان رستم را به پهلوان تورانی بدهد...چون می ترسید سهراب تمام سپاه خود را به سوی رستم فرستد و او را از پای درآورد و پس از کشته شدن رستم دیگر چه کسی توان رویارویی با سهراب را دارد؟من نمی توانم نشان رستم را به او بدهم ، جانم را فدا می کنم ولی اجازه نمی دهم که ایران نابود بشود ، جان من بدون ایران و مردم ایران هیچ گونه ارزشی ندارد:

چو ایران نباشد تن من مباد / بدین مرز و بوم یک تن زنده مماند

یا:

چو ایران نباشد تن من مباد / چنین دارم از موبد پاک یاد


هجیر شاید توان و بازوی قوی نداشت ولی اندیشه پاک و میهن دوستانه او بسیار ستودنی و ارزشمند است.

اگر جای هجیر بودیم و سهراب با شمشیر ما را تهدید می کرد ، چکار می کردیم؟؟؟!!

درود بر هجیرهای گمنامی که جانشان را برای میهن گذاشتند.

دکتر کزازی  از کوروش بزرگ می نویسد

با درود به همه دوستان

گویا جناب آقای دکتر کزازی شاهنامه پژوه و بزرگ مرد ایرانی می خواهد کتابی در مورد زندگانی کوروش بزرگ بنویسد. خبر بسیار خوشحال کننده ای است و در بهار سال آینده مشتاقانه منتظر این کتاب خواهیم ماند.نمی دانم دکتر کزازی در کتاب خود در مورد کوروش چه می خواهد بنویسد ولی امیدوارم ایشان بیاید و همانند دیگر بزرگانی به مانند جلال خالقی مطلق کیخسرو را به کوروش بزرگ نزدیکتر گرداند و در آخر کتابش بیاورد:

کیخسرو همان کوروش بزرگ است.

از  جهت دیگر این خبر خوشحال کننده است که باور دارم جناب دکتر کزازی نیم نگاهی به وبلاگ راه خرد می اندازد و علاقمند است با نوشتن کتاب کوروش بزرگ ما را در ادامه راه تشویق نماید.

ما چیزی نداریم که نثار دکتر کزازی بکنیم فقط میتوانیم بنویسیم:

دکتر کزازی خیلی دوستت داریم.

آورد شماره 15 پیام فردوسی

نام پهلوان بانویی که در دژ سپید با سهراب به نبرد پرداخت را تا 7 آذر به شماره 09169735380بفرستید.

آقای محسن برزی از آغاجاری پیروز آورد شماره 14 شدند که شاهنامه به ایشان رسید.

با سپاس از آقایان: رودباری ، ناصری پور و نظری بابت پوشش دادن آورد پیام فردوسی

گفتگو با  پیر شاهنامه خوان

ساعت 8 شب چهارشنبه  بود که با آقای نظری قرار گذاشتیم به سراغ آقای سید جواد میرسالاری برویم.. شنیده بودیم که شاهنامه خوان قدیمی هستنند و شاهنامه می خواند. به احمد می گفتم که این بزرگ شاید در نشستهای نقالی بویژه داستان رستم و سهراب ، هفت خوان یا رستم و اسفندیار را شنیده باشد و آنها را با خود زمزمه می کند. احمد می گفت من شنیده ام که تمام شاهنامه را از بر است. با هم گپ می زدیم تا به سرای سید جواد رسیدیم .زمانی که او را دیدم و با خوش و بش نخستین بویژه دست دادن با او پی بردم براستی پیر شاهنامه خوان است. به سرای ایشان رفتیم . هر کاری کردیم به رسم کهتری ما وارد اتاق نمی شدیم ولی ایشان نپذیرفت. به سمت آشپز خانه  رفت و کتری چای را بر آتش گذاشت و به سوی ما آمد و اینچنین آغاز کرد:

فردوسی 7 دختر داشت و پسری خدا به او نمی داد و تا اینکه زن او دگر بار باردارشد

جوال دوزی آمد و به او گفت : زن من هم بار دار است و من 7 پسر دارم و دختری ندارم اگر خدا دگر بار به شما دختر داد و من هم پسر ، من 100 سکه به تو می دهم تا دخترت را به من بدهی و من پسرم را به شما می دهم. فردوسی پذیرفت و در آخر هم چنین شد... فردوسی پسر را بزرگ کرد.... حضرت فردوسی شعر می گفت و آن 7 دختر مینوشتند ولی از آن پسر کاری بر نمی آمد تا اینکه روزی فردوسی به دکان جوال دوز رفت و دید دخترش با جوال دوز نشسته است و هر مصرعی فردوسی می خواندآن دختر بیت را کامل می کرد.فردوسی گریه اش گرفت و از جوال دوز خواهش کرد دخترش را به او پس بدهد.

سید جواد کتاب جهانگیر نامه رو هم داشت جهانگیر پسر رستم بود و مادرش دختر مسیحای عابد.چاپ کتاب به سال 1325 بود و کاری از ابولقاسم هراتی.

سید جواد معتقد بود که این کتاب از فردوسی است و برایش توضیح دادم که از فردوسی نیست و دوستداران شاهنامه آن را نوشته اند و ... ایشان گفت من این کتاب را بسیار دوست می دارم و یک ساعت از بر از جهانگیر نامه برایمان خواند!سپس سخن از فرامرز به میان آورد و گفت : مادر فرامرز دختر پادشاه هندوستان می باشد و داستان ببر بیان و تن پوش رستم در هندوستان رخ داده است.گفتم سید جان این رو از کجا می دانی ؟ گفت : در کتاب 7 لشکر پدرم نوشته بود. پرسیدم 7 لشکر همان شاهنامه است ؟گفت: آری.بر روی کتاب نوشته بود 7 لشکر نه شاهنامه...گفتم سید جواد آن کتاب کجاست؟ سید جواد گفت خواندن 7 لشکر در آن زمان قدغن بود روزی ژاندارمها به روستا آمدند و دنبال آن کتاب می گشتند ، پدر پیش از رسیدن آنها مجبور شد کتاب را بسوزاند.به سید گفتم این حادثه مربوط به چه سالی است؟ سید جواد فرمود به گمانم سال 1336 بود.( سید جواد 70 ساله است) می گفت ما بصورت مخفیانه 7 لشکر را میخواندیم.آن کتاب خانوادگی به پدرم رسیده بود و همه گذشتگان ما 7لشکر خوان بودند.....

هر چه می دانم از آن کتاب است... داستان سلطان محمود غزنوی و مناظره آن سه شاعر با فردوسی ، 60هزار سکه نقره به جای سکه طلا و.... همه را گفت.داستان کلاه خود رستم ، سهراب و شهر سمنگان و رخش ، کره رخش به سهراب می رسد و.....گردآفرید و هجیر و....

ساعت 12 شب شد ولی هنوز شاهنامه می خواند!!


تبدیل داستانهای شاهنامه به رمان کودکانه

نسخه چاپيارسال به دوستان
برای مخاطبان کودک و نوجوان در 90جلد
«محمدرضا یوسفی» داستان‌های شاهنامه را تبدیل به رمان می‌کند

خبرگزاری فارس: محمدرضا یوسفی از تبدیل داستان‌های «شاهنامه» به رمان برای گروه سنی کودک و نوجوان خبر داد و گفت: نگارش 20 جلد از مجموعه 90 جلدی داستان‌های «شاهنامه» برای مخاطبان کودک به اتمام رسیده که تا شب یلدا منتشر می‌شوند.

خبرگزاری فارس: «محمدرضا یوسفی» داستان‌های شاهنامه را تبدیل به رمان می‌کند

محمدرضا یوسفی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا»، بیان داشت: انتشارات «خانه ادبیات» در نظر دارد تا در آینده نزدیک مجموعه داستان‌های «شاهنامه» را برای گروه سنی «کودک و نوجوان» منتشر کند.

وی با بیان اینکه از سال گذشته تاکنون مشغول نگارش و تبدیل داستان‌های «شاهنامه» به رمان بودم، اضافه کرد: داستان‌های «شاهنامه» برای گروه سنی «کودک» در مجموعه‌ای 60 جلدی و برای مطالعه مخاطبان نوجوان در 25 جلد منتشر می‌شوند.

یوسفی تعداد صفحات هر یک از جلدهای مجموعه‌ داستان‌های «شاهنامه» را 70 تا 200 صفحه دانست و ادامه داد: نگارش 25 جلد از مجموعه 50 جلدی داستان‌های «شاهنامه» برای گروه سنی نوجوان به اتمام رسیده است و اکنون در انتشارات «خانه ادبیات»، مراحل کارشناسی و ویرایش خود را طی می‌کند.

وی افزود: در آینده نزدیک مجموعه داستان‌های «شاهنامه» برای گروه سنی کودکان در حدود 90 جلد منتشر خواهند شد که اکنون نگارش 20 جلد از این اثر به اتمام رسیده است که تا «شب یلدا» منتشر می‌شوند.

 این نویسنده گفت: تصویرگری مجموعه داستان‌های «شاهنامه» برای مخاطبان کودک توسط تیمی خبره و کاردان با بیش از 20 نیروی انسانی در حال انجام است که مسئول گرافیک این تیم «بهزاد قریب‌پور»، کارشناس این پروژه «محمدرضا رحمانی»، مدیر هنری آن «جمال‌الدین اکرمی» و ویراستار این آثار «شهره یوسفی» به شمار می‌روند.

براساس این گزارش، «محمدرضا یوسفی» از نویسندگان پر کار ادبیات کودکان است که تاکنون بیش از یکصد و 50 عنوان کتاب برای گروه سنی کودک و نوجوان به نگارش درآورده است به گونه‌ای که این نویسنده بیش از 30 سال است که برای کودکان در گروه‌های سنی گوناگون کتاب می‌نویسد.

نخستین کتاب این نویسنده در سال 1357 با عنوان «سال تحویل شد» برای گروه سنی کودکان نوشته و منتشر شد، همچنین محور اصلی فعالیت‌های «یوسفی»، ادبیات کودکان است اما در زمینه فیلم‌نامه، نمایشنامه و مباحث نظری درباره ادبیات کودکان نیز آثاری دارد.

«محمدرضا یوسفی»، دانش‌ آموخته رشته «تاریخ» از دانشکده «ادبیات و علوم انسانی» دانشگاه تهران است که برای کودکان آثاری از ادبیات کهن فارسی را بازنویسی و باز آفرینی کرده است که «افسانه شیر سپیدیال»، «قصه یارگار زریران»، «افسانه بلیناس جادوگر» و «افسانه شیرین کارنامه اردشیر بابکان» از جمله این آثار به شمار می‌روند.

در سال‌های گذشته کتاب «ستاره‌ای به نام غول» و «حسنی به مکتب نمی رفت» این نویسنده برنده دیپلم افتخار IBBY شد و کتاب‌های او در جشنواره‌های داخلی نیز جوایزی به دست آوردند به نوعی که «محمدرضا یوسفی» یک بار به عنوان نامزد دریافت جایزه «هانس کریستین اندرسن» معرفی شده است.

کشتی شاهنامه انجام می شود

ای اولین بار در کشور
کشتی حماسی شاهنامه برگزار می‌شود

خبرگزاری فارس: سرپرست فدراسیون ورزش‌های سنتی و بازی‌های بومی ـ محلی گفت: ماه آینده به میزبانی تهران اولین دوره کشتی حماسی شاهنامه فردوسی برگزار خواهد شد.

خبرگزاری فارس: کشتی حماسی شاهنامه برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، غلامرضا جعفری در حاشیه جشنواره فرهنگی ـ ورزشی شمال غرب کشور در گفت‌و گو با خبرنگار فارس در اردبیل اظهار داشت: قرار است دو ماه آینده فراخوان برگزاری رقابت‌های کشتی سنتی و بومی ـ محلی استان‌ها در قالب یک جشنواره سراسری ارائه شود تا با  هماهنگی تمام استان‌ها بتوانیم کشتی‌های پهلوانی و سنتی – بومی را معرفی کنیم.

وی خاطرنشان کرد: رویکرد فعالیت‌های ما از حالت نمایشی به سمت انتقال فرهنگ و ارزش‌های بازی‌های بومی ـ محلی تغییر پیدا کرده است و سعی داریم مشارکت فعال همه اقشار را در این برنامه‌ها شاهد بوده تا ارزش‌های فرهنگی خودمان را به نسل‌های آینده القا کرده و آموزش دهیم.

سرپرست فدراسیون ورزش‌های سنتی و بازی‌های بومی ـ محلی یادآور شد: صادقانه می‌گویم ما به دنبال احیای بازی‌های سنتی هستیم و تلاش می‌کنیم تا به دور از شکل کلاسیک و اخطار دادن‌های امروزی کشتی سنتی و بومی – محلی را حفظ کرده و احیا کنیم تا آن اصالت فرهنگی ورزش کشتی حفظ شود.

جعفری این حرکت را نیازمند همراهی و توجه فرابخشی تمام دست‌اندرکاران توصیف کرد و گفت: امیدواریم با همراهی دستگاه‌های دولتی در ادای دین و انجام رسالت خود موفق عمل کنیم.

ورزش همگانی با فدراسیون ورزش‌های سنتی ادغام نمی‌شود

این مسئول عنوان کرد: با توجه به تغییر ماموریت فدراسیون ما که پیش از این ورزش روستایی و عشایری بوده و گاه فعالیت‌های ورزشی کلاسیک را نیز شاهد بودیم در حال حاضر حدود چهار ماه است که مسئولیت این فدراسیون با شرح وظایف و ماموریت جدید احیای ورزش‌های سنتی و بازی‌های بومی ـ محلی است.

سرپرست فدراسیون ورزش‌های سنتی و بازی‌های بومی – محلی در پاسخ به این سئوال که فدراسیون ورزش‌های همگانی با فدراسیون ورزش‌های سنتی ادغام می‌شود، به خبرنگار فارس بیان داشت: ادغامی در کار نیست چرا که هر یک از فدراسیون‌ها مستقل عمل می‌کنند ولی ما خواستار منفک شدن رشته‌های بومی – محلی و سنتی از تمام فدراسیون‌ها و بازگشت به این فدراسیون تازه تاسیس شده شدیم.

جعفری با اشاره به اینکه فدراسیون ورزش‌های سنتی و بازی‌های بومی – محلی با رویکردی متفاوت و علمی‌تر مسائل و موضوعات را پیگیری می‌کند، افزود: ما در نیمه دوم سال با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی در برخی استان‌ها مسابقات منطقه‌ای را برگزار می‌کنیم و بر اساس برنامه و تقویم اجرایی در رشته فوتبال ساحلی مسابقاتی را در مناطق ساحل‌نشین کشور انجام خواهیم داد.

وی از برگزاری مسابقات منطقه‌ای در همدان، اصفهان و همچنین گرمسار تا پایان امسال خبر داد و در پایان گفت‌و گوی خود با خبرنگار فارس در اردبیل اظهار داشت: در دیگر مناطق نیز به صورت دوره‌ای و لیگ مسابقات بومی – محلی و سنتی در حال برگزاری است.

انجمن شاهنامه خوانی گچساران

با رأی‌گیری انجام شده
اعضای اصلی انجمن شاهنامه گچساران انتخاب شدند

خبرگزاری فارس: رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گچساران از انتخاب اعضای اصلی انجمن شاهنامه در این شهرستان خبر داد.

خبرگزاری فارس: اعضای اصلی انجمن شاهنامه گچساران انتخاب شدند

سید زمان علی‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در گچساران اظهار کرد: انتخابات انجمن شاهنامه شهرستان گچساران در محل کتابخانه عمومی امام خمینی با حضور علاقه‌مندان به شاهنامه برگزار و طی آن اعضا و هیئت رئیسه آن مشخص شدند.

وی افزود: در این انتخابات فیروز حسنی، سیاوش اسدی، غلام‌رضا گرجی‌زاده، زیبا بهرامی و نوشین گرجی‌زاده به عنوان اعضای اصلی این انجمن انتخاب شدند و همچنین از میان این افراد فیروز حسنی به عنوان رئیس آن معرفی شد.

علی‌پور اعضای علی‌البدل این انجمن را اردشیر کوپی، ملک‌تاج گرجی‌نیا و سهیلا زنگنه ذکر کرد و ادامه داد: مهدی خادمی و حسام‌الدین جعفری به عنوان بازرس این انجمن انتخاب شدند.

فرهنگ‌سازی راهی مناسب برای توجه همه مردم به هنر شاهنامه‌خوانی

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گچساران در خصوص وضعیت هنر شاهنامه‌خوانی در این شهرستان بیان کرد: در حال حاضر نشست هفتگی شاهنامه‌خوانی چهارشنبه شب‌ها در محل کتابخانه عمومی امام خمینی برگزار می‌شود و علاقه‌مندان به شاهنامه‌خوانی می‌توانند در آن شرکت کنند.

وی تصریح کرد: در این نشست‌ها افراد شرکت‌کننده در آن اقدام به روخوانی شاهنامه می‌کنند و میزان استقبال از آن از سوی مردم و شاهنامه‌خوانان شهرستان خوب بوده ولی راضی‌کننده نیست.

علی‌پور با بیان اینکه شاهنامه‌خوانی سابقه دیرینه‌ای در استان ما دارد، گفت: متأسفانه نسل جوان ما از هنر شاهنامه‌خوانی استقبال چندانی نمی‌کند و با توجه به این‌که شاهنامه هویت فرهنگی ما ایرانیان بوده، از جوانان انتظار می‌رود که نسبت به این هنر توجه بیشتری داشته باشند.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گچساران، فرهنگ‌سازی را راهی مناسب برای توجه همه مردم به هنر شاهنامه‌خوانی دانست و اظهار کرد: از همه مردم انتظار می‌رود که نسبت به این هنر حساسیت بیشتری داشته باشند و این هنر را به نسل‌های بعدی خود انتقال دهند.

وی ادامه داد: در صورتی که این وضعیت ادامه پیدا کند، شاهد فراموشی این هنر در آینده‌ای نزدیک خواهیم بود.

تالیف فرهنگ آموزه های اخلاقی در شاهنامه

موحدفرد در گفت‌وگو با فارس:
فرهنگ آموزه‌های اخلاقی در شاهنامه فردوسی تالیف می‌شود

خبرگزاری فارس: دبیرکل بنیاد فردوسی از تالیف «فرهنگ آموزه‌های اخلاقی در شاهنامه فردوسی» خبرداد که پس از اتمام از سوی بنیاد فردوسی منتشر خواهد شد.

خبرگزاری فارس: فرهنگ آموزه‌های اخلاقی در شاهنامه فردوسی تالیف می‌شود

یاسر موحدفرد دبیرکل بنیاد فردوسی، نویسنده و پژوهشگر در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس درباره آثاری که تا چندی دیگر از سوی این بنیاد منتشر می‌شود، اظهار داشت: مجموعه «مصاحبه و گفت‌وگو با فردوسی شناسان و شاهنامه پژوهان برجسته ایران و جهان» اثری است که بزودی از سوی این بنیاد منتشر می‌شود.

به گفته وی، این اثر از سوی خبرنگاران حوزه فرهنگ و دانشجویان دکترای زبان و ادبیات فارسی در حال اتمام است، بخشی از مصاحبه با شاهنامه‌پژوهان مطرح ایران و جهان در روزنامه‌ها و نشریات معتبر کشور به چاپ رسیده و شرح کامل آن در این مجموعه به همت بنیاد فردوسی به پایان می‌رسد.

موحدفرد به همایشی که چندی پیش با همکاری انجمن حکمت و فلسفه در زمینه حکمت و خرد فردوسی برگزار شد، اشاره و خاطر نشان کرد: مقالات این همایش به کوشش میثم موحدفرد جمع‌آوری شده و قرار است در قالب کتاب منتشر شود.

دبیرکل بنیاد فردوسی در پایان به تالیف کتاب «فرهنگ آموزه‌های اخلاقی در شاهنامه فردوسی» اشاره و عنوان کرد: تلاش داریم با بهره‌گیری از تاثیر آموزه‌های قرآنی و روایی در شاهنامه فردوسی این اثر را تالیف و به سرانجام رسانیم.

داستان زندگی فردوسی بزرگ

ميرجلال‌الدين كزازي از پايان نگارش اثرش در قالب داستاني درباره‌ي زندگي فردوسي خبر داد.

كزاري كه مدتي پيش از نوشتن اثري داستاني درباره‌ي زندگي فردوسي خبر داده بود، به ايسنا، گفت، كار خلق اين اثر به پايان رسيده و آن را به نشر معين سپرده است. نام اين كتاب، «فرزند ايران» است.

اين استاد زبان و ادب فارسي و شاهنامه‌پژوه مي‌گويد: نخست‌بار به نوشتن داستان پرداخته‌ام و به گونه‌اي زندگي فردوسي را در پيكره‌ي داستاني مي‌نويسم. اين به راستي داستان است و زيست‌نامه‌ نيست، زيرا ما از زندگي اين سخنور بزرگ ايران نوشته‌ي چنداني در دست نداريم و آن اندك هم كه رسيده، بيش‌تر افسانه‌رنگ است. اثر از دو ديد داستاني است؛ نخست آن‌چه از فردوسي رسيده، پندارينه است و نه تاريخ.

من هم آن‌چه را مي‌نويسم، پندارينه است؛ نه مرور تاريخ زندگي فردوسي از روي رد و نشان‌هاي تاريخي. اين‌ پندارينه‌ها در پيكره‌ي داستاني از پي هم مي‌آيند، پس نمي‌شود مرور مكتوب‌هاي تاريخي باشد. بخش‌هايي را من به بايستگي داستان مي‌آورم تا داستاني از زندگي فردوسي را به معنايي باز‌گو كند. رمان از ديد سوم‌كس است؛ يعني روايت بازگفتي است. پيداست داستاني درباره‌‌ي فردوسي است و لابد به تاريخ هم گاه مي‌پردازم، زيرا داستاني تاريخي است. آن‌چه در پيوند با فردوسي است، در پيكره‌ي داستان به آن پرداخته مي‌شود.

كزازي مي‌افزايد: اين كار برايم آزموني تازه است و مي‌خواستم طبعم را در اين زمينه بيازمايم، براي همين دست به نوشتن داستان بردم. البته پافشاري ناشر (نشر معين) هم مرا انگيزه داد تا به اين كار روي آورم. از ياد نبايد برد پيش‌تر در كتابي كوچك زندگي خاقاني را براي نوجوان‌ها در پيكره‌ي داستاني نوشته بودم؛ اما اين تجربه برايم تازه است، زيرا داستاني بلند را مي‌نويسم؛ كاري كه تاكنون نكرده‌ام. وسوسه‌ي نوشتن داستان نداشتم، اما كم‌وبيش، كنجكاو بودم و مي‌خواستم گامي در اين ره بزنم.

شب شلوغ شاهنامه خوانی

دوشنبه شب این هفته (دیشب) نشست شاهنامه خوانی، رویایی بود . جایی برای نشستن نبود ، شماری از

دوستان سرپایی داستان رژه رفتن سپاهیان در برابر کیخسرو را گوش می دادند.همه آمده بودند. از استاد ناصری

پور تا شماری از شاعران شهر و اعضای ثابت گروه شاهنامه خوانی . دیشب نگاهی که به دوستان می انداختم ،

متوجه شدم که روز به روز حضور  جوانان زیر 22 سال در میان گروه رو به افزایش است. جوانانی که قید تمام

سرگرمیهای امروزه را می زنند و به نشست شاهنامه خوانی می آیند... من هیچی نداشتم که به آنها هدیه

بدهم. فقط به آنها گفتم: 7 آبان همه به پاسارگارد می رویم.

نقش رستم ظاهری آرام ، درونی آشفته

سایت تابناک:

قش رستم اثری منحصر به فرد است؛ اثری که از دوره ایلامی تا اواسط دوره اسلامی مورد تقدس بوده و امروز از بروز مشکلاتی چون فرسایش و ترک‌های عمیق رنج می‌برد. شاید هر کسی که به نقش رستم می‌رود، ظاهری آرام ببیند، اما این محوطه باستانی درونی آشفته و ویران دارد.

به گزارش خبرگزاری میراث، نقش رستم، تنها یک اثر تاریخی نیست، تابلویی تمام‌نما از تاریخ، فرهنگ و هنر ایران است که از 1200 قبل از میلاد مسیح تا سال‌های 625 هجری قمری به عنوان یک مکان مقدس مورد توجه بوده‌است. با این‌حال عوامل طبیعی و دخالت‌های انسانی این اثر را با خطر جدی مواجه کرده‌است.
 
ترک‌ها، بلای جان نقش رستم شده‌اند و از هر سو به این اثر باستانی یورش آورده‌اند. با این‌حال گویا کاری از دست کسی برنمی‌آید.
 
نقشی از دوره عیلامی، کعبه زرتشت، آرامگاه‌هایی از داریوش اول، خشایارشاه، اردشیر یکم، داریوش دوم، نقش اهورامزدا و اردشیربابکان، پیروزی شاپور بر امپراتور رم، بهرام دوم و درباریان، سنگ‌نگاره‌ پیروزی بهرام دوم، آناهیتا و نرسی، نبرد هرمز دوم و نقش نیمه تمام آذرنرسه، نبرد شاپور دوم و نوشته‌ای از دوره اسلامی، تابلویی تمام نما از تاریخ و تمدن ایران است.
 


نقش رستم
«کامیار عبدی»، باستان‌شناس درباره وضعیت حفاظتی این اثر تاریخی به CHN می‌گوید: «نقش رستم از جمله محوطه‌های باستانی ایران است که نادیده گرفته می‌شود و تقریبا به طور جدی کار مرمتی در آن انجام نگرفته‌است.»
 
وی در ادامه می‌گوید: «گاهی جلو آرامگاه داریوش داربست‌هایی زده می‌شود اما آرامگاه‌های دیگر و از همه مهمتر، کعبه زرتشت چندان مورد مرمت قرار نگرفته‌است.»
 
یکی از مشکلات نقش رستم مقبره خشایارشاه است. ترک عظیمی در بخشی از کوه که این آرامگاه در آنجا ساخته شده به وجود آمده است و احتمال فرو ریختن آن وجود دارد.
 

ترک روی آرامگاه خشایارشاه
عبدی دراین‌باره می‌گوید: «در نقش رستم پدیده‌های زمین‌شناسی در حال وقوع است. همانطور که یکی از همکاران به نام آقای عطایی چند سال پیش هم اشاره کردند، ترک بزرگی از وسط آرامگاه خشایارشار می‌گذرد که چه بسا به زودی این آرامگاه سقوط کند.»
 
 
آثار ترک روی نقش برجسته در مقبره خشایارشاه
به گفته وی باید یک برنامه دقیق زمین‌شناختی و محافظتی در مورد این اثر انجام شود. چنین فرسودگی‌ها و ترک‌هایی در تخت‌جمشید، به خصوص در ستون‌ها و سرستون‌ها وجود دارد که باید حفاظت شود.
 
زمانی که نقش رستم برای مدفن شاهان هخامنشی و نقش آن‌ها انتخاب شد، هخامنشیان کانال‌هایی بالای این کوه ایجاد کردند تا از تجمع و نفوذ آب به دیواره نقش رستم خودداری کنند. این کانال‌ها به مرور زمان مسدود شده به همین دلیل آب پس از تجمع، راهی شیارهایی شد که در کوه ایجاد شده بودند و آن‌ها را به مرور زمان عمیق‌تر کرد.
 

 کانال‌های آب در بالای نقش‌رستم که زمانی مسدود شده بودند
شکاف‌هایی که امروز به یک دردسر جدی بدل شده‌است. در بخش‌های مختلف نقش رستم همین نفوذ آب باعث بروز گل‌سنگ‌ها ‌شده‌است. ترک‌ها که بیشتر بر اثر عوامل طبیعی به وجود آمده‌اند، یکی دو تا نیستند و هنوز عمق این ترک‌ها در دل کوه مشخص نشده‌ اما به شدت نقش برجسته‌ها را آسیب رسانده‌است.
 
 
فرسودگی و گل‌سنگ در نقش‌رستم
فرسودگی‌ها تنها به ترک‌ها و شکاف‌ها مربوط نمی‌شود. رنگ‌ها هم در نقش رستم به مرور زمان از بین می‌روند. رنگ یکی از عناصر مهم نقش‌برجسته‌های نقش رستم بوده‌است. رنگ‌هایی که به مرور زمان پاک شدند و کمتر اثری از آن‌ها باقی‌مانده است. شاید کسانی که به دیدن نقش رستم می‌روند ندانند، که خطوط میخی با رنگ آبی تزئین شده بودند، لب داریوش قرمز و ریش او آبی بوده‌است.
 
 
در این تصویر قرمزی روی لب داریوش و رنگ آبی در ریش او دیده می‌شود

عبدی درباره وجود رنگ در نقش رستم و تخت جمشید می‌گوید: «تا مدت‌ها کسی از وجود رنگ در آثار باستانی تخت جمشید و نقش رستم خبر نداشت؛ اما طی چندسال اخیر با متوجه شدیم که این آثار حاوی رنگ بوده‌اند.»
 
 
رنگ روی خطوط میخی نقش‌رستم
وی در ادامه می‌گوید: «رنگ‌های گوناگون نزد پارسیان و هخامنشیان نقش مهمی داشتند و برای مناسبت‌های مختلف،‌ رنگ‌های مختلفی را می‌پوشیدند. این مسئله یکی از تفاوت‌های عمده بین ایرانی‌ها و یونانی‌ها بود. چون یونانی‌ها ردای ساده‌ای داشتند و بر خلاف ایرانی‌ها که در جنگ از لباس‌ها و زیورآلات رنگی استفاده می‌کردند، فقط زره می‌پوشیدند.
 
پیش از این هرتسفلد در کتاب "ایران در شرق باستان" به وجود رنگ در آثار تخت‌جمشید اشاره کرده‌است. همچنین آقا و خانم تیلیا که پیش از انقلاب، تخت‌جمشید را مرمت می‌کردند هم درباره رنگ‌هایی که در بنا نقوش دیده‌اند، گفته‌اند.
 
به تازگی هم بررسی‌های در تخت‌جمشید توسط "الکساندر ناگل" از دانشگاه میشیگان با خانم "مارگارت کورورت" انجام شد. آن‌ها با استفاده از نور و دوربین مخصوصی که برای همین کار ساخته شده‌ اثر رنگ را دیده‌اند.
 
طیف رنگ‌ها گسترده بوده‌است. عبدی دراین‌باره می‌گوید: «انواع و اقسام رنگ‌ها، قرمز، زرد، سبز، بنفش، آبی روشن و تیره، و طیف‌های مختلف رنگ‌هایی که امروز به کار برده می‌شود در آن زمان نیز کاربرد داشته‌ و در پارچه‌ها استفاده می‌شده‌است.»
 

بخشی از ریش داریوش
وی درادامه می‌گوید: «به خوبی می‌دانیم که نوعی رنگ بنفش مورد توجه شاهان هخامنشی بوده‌است. این رنگ از جوشاندن پودر صدفی که توسط فینیقی‌ها و به صورت مالیات به ایران داده می‌شده به دست می‌آمده و از آن تنها برای لباس شاه استفاده می‌کردند.»
 
آنچه امروز اهمیت دارد، نگهداری از بقایای به جای مانده از رنگ‌ها در تخت جمشید و نقش رستم است. رنگ‌هایی که علاوه بر عوامل جوی و باران‌های طبیعی، گرفتار باران‌های اسیدی هم شده‌اند.
 
عبدی دراین‌باره می‌گوید: «همانطور که هرتسفید و تیلیا اشاره کردند، رنگ‌ها تا زمانی که زیر خاک بودند، سالم مانده‌اند؛ اما هنگام بیرون آمدن در کنار عوامل جوی قرار گرفته و در حال پاک شدن هستند. این عوامل باران‌های طبیعی و اسیدی هستند. در اطراف تخت‌جمشید کارخانه پتروشیمی و ذوب‌آهن ساخته شده‌است. آن‌ها انواع گازها را در جو پخش کرده و پس از بارندگی روی سنگ‌ها فرود می‌آیند.»
 

پتروشیمی در نزدیکی تخت جمشید و نقش رستم
به گفته وی آب خالی به تنهایی این رنگ‌ها را از بین می‌برد؛ چه برسد به آبی که اسیدی باشد که نه تنها رنگ‌ها را می‌شوید که نقش‌ها را هم آسیب می‌زند.
 
نقش رستم نیاز به حفاظت و مراقبت ویژه‌ای دارد، و شاید کمی غیرمنتظره باشد وقتی بدانیم که این اثر هنوز در فهرست میراث جهانی به ثبت نرسیده است. اگر تخت‌جمشید را عجایبی از میراث فرهنگی بشریت بدانیم، نقش رستم محل دفن کسانی‌ است که دستور ساخت تخت‌جمشید را داده‌اند و هر کدام زمان درازی در آن حکومت کرده‌اند. هرچند نقش رستم به تنهایی یک از عجیب‌ترین آثار دوره هخامنشیان است که شکوه خیره‌کننده‌ای دارد.